خرید بک لینک

خبرگزاري فارس: مرد همسركش در جلسه محاكمه گفت: موادمخدر همه‌چيزم را از من گرفت. با پول حلال خانه، مغازه و ماشين خريدم اما از زماني كه به دام اعتياد افتادم تمام زندگيم را از دست دادم و تا حد يك حيوان پست شدم. به گزارش خبرنگار حوادث فارس،‌ عصر 17 ارديبهشت سال گذشته،‌ مأموران پليس شهرستان پاكدشت از مرگ مشكوك زن جواني به نام نازي در يك بيمارستان باخبر شدند. مأموران بعد از حضور در بيمارستان متوجه شدند اين زن كه دچار ضربه مغزي شده بود، توسط شوهرش به بيمارستان منتقل شده و شوهر وي مدعي شده كه او را در جريان درگيري با چوب زده است. شوهر نازي به نام سامان، بعد از بازداشت مدعي شد روز حادثه به خانه آمدم و بر سر بيكاري من، با همسرم درگير شدم كه در جريان اين درگيري با چوب به سر او زدم كه در نهايت فوت كرد. با پذيرفتن اتهام قتل از سوي سامان، قرار مجرميت وي به اتهام قتل عمد از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد. جلسه محاكمه صبح امروز در شعبه 113 و به رياست قاضي محمدسلطان همتيار برگزار شد. شفيعي، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده خواستار مجازات متهم شد. اولياي‌دم خواسته خود را قصاص متهم عنوان كردند. در ادامه جلسه متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه اتهام را قبول دارد گفت: بيرون از خانه شيشه مصرف كرده بودم. وقتي به خانه آمدم با نازي بر سر بيكاري، رفيق‌بازي و اعتياد من درگير شدم. اصلاً متوجه رفتار خودم نبودم و با چوب ضربه‌اي به سرش زدم كه به شدت خونريزي كرد. وي ادامه داد: با روسري سرش را بستم. با هم حدود 2 ساعت صحبت كرديم و او از من خواست اعتيادم را ترك كنم و دوباره سر كار بروم. به من گفت خوابم مي‌آيد؛ حدود دو ساعت خوابيد ولي بعد از آن هركاري كردم بيدار نشد و به خواب ابدي رفت. قاضي همتيار با بيان اينكه متهم تناقض‌گويي مي‌كند به نظريه پزشكي قانوني مبني بر اينكه در تمام بدن مقتول آثار ضرب و شتم به طور گسترده وجود دارد و احتمال خفگي هم وجود دارد اشاره كرد كه متهم در واكنش به اين اظهارات پذيرفت كه با چوب به جان همسرش افتاده است. متهم با بيان اينكه يك روز كار مي‌كردم ولي 10 روز بيكار بودم، گفت: خرج زندگي را از پدرم و پدر نازي مي‌گرفتم و فقط براي هزينه تهيه شيشه، ماهيانه 300 هزار تومان از پدرم دريافت مي‌كردم. وي افزود: موادمخدر همه‌چيزم را از من گرفت. همسرم نه‌تنها مشكلي نداشت بلكه برايم حكم مادر و سرپرست را هم داشت ولي به خاطر توهم شيشه او را حتي در حال قرآن خواندن هم مي‌زدم. با پول حلال خانه، مغازه و ماشين خريدم اما از زماني كه به دام اعتياد افتادم تمام زندگيم را از دست دادم و تا حد يك حيوان پست شدم. بعد از اظهارات متهم،‌ قاضي همتيار ختم جلسه را اعلام و صدور حكم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موكول كرد. انتهاي پيام/ش*

برچسب: نویسنده: نیما میرزاپور تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 13:36

صفحه بندی